همیشه، هرجای این دنیا که ایستاده باشم، یک چیز کم است. لامصب! نمیدانم هم چیست. اسمش،جنسش، کدام گوری پنهان شده؟یک چیز کم است که نه داشتنش سیرم می کند نه نداشتنش آرامم. قبل ترها فکر میکردم تویی. اما... تو هم، کمتر از آنی که من نمیدانم چیست!