ذبح شرعی

عکس تزئینی است!
جای صدای بَم، ناگهان یک صدای ریز!
این سوی ِ خط، دل ِ زن گشت ریز ریز ...
آن سوی؛ ذهن ِ کوچک ِ بد بوگرفتهای
این سوی؛ وسعت قلبیست، رُفته و تمیز
آن سو؛ به نام ِ باکرگی – زن – مقدسات
دندان برای ِ تکتک مان میکنند تیز
این سوی؛ جسم ِ پارهی یک زن که مُرد زود
در بستری که س.ک.س و صداقت شدند "جیز"!
"پس کو؟ کجــآست رخت ِ ادب، ردای دین؟
هان! یافتم، مُچاله گذاشتیش زیر میز
عریان شدی محض ِ همآغوش گشتن ِ
یک زن، بدون باکرگی + یک جفت چشم هیز؟"
قلبم گرفت از نوشتن این رنج، آن مرض
قلب زنی که اینور ِ خطّ است، لابد "چیز"...
تنها سؤال شرعیاَم از رسالهات: "این کار
با خواهران ِ اصلی ِ خود میکنید نیز؟"
- اگر بتوان خیانت را هم به راحتی مدل 206 تیپ بندی کرد، کثیفترین و طبیعیترین تیپ آن، خیانتی است که از سوی روحانیون دینی و مبلغان پاکی هر جامعه رخ دهد! این را بچهتر که بودم سرودم.
- مدتی نیستم. اگر تا هفتهی اول مرداد نتوانستم باشم، شما کادوهایتان را بگذارید همینجا؛ روی میز! :)

